انتظار
در امتداد نگاهم به خانه می آیی...ز انتهای افق عاشقانه می آیی


(می توان)
می توان از كوچه ی ابر ســیاه
  تا  به مرز  شـهر آفتابی رسید

می توان از  پشت  كوه  انتظار
  راز  سـبز  آشـنایی را  شـنید

می توان خطی به رنگ اشتیاق
 تا فراز قله ی هجــران كـشید

با زبان تشــنه اوصـاف عشـق
  می توان شهد  وصـال او چشید

از  میــان جــاده ی  دلدادگی
  می توان تا در پی بودن دویـد

تا به اوج كهكـشان وصلــتش
می توان با شـوق كوی او رهید

با حضورش می توان روح صفا
  بر تن احساس پاك دل دمیـد

می توان باجان عاشق حس نمود
 چون«رهـا» و شعر او بوی امید
بهروز قاسمی (رها)

[ پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 7:41 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
ببار ای آسمان با من هماوا باش
دلم زخمی شد ای باران مداوا باش

صدای ریزشت لطفی دگر دارد
بیا بر گوش جانم مثل نجوا باش
بهروز قاسمی (رها)
[ یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 9:48 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

گریزان  شدشب و سر زد سپیده
ز کنج شب سحر از ره رسیده

شب  از روی قشنگ روشنایی
خجل شدپرده ای بر سرکشیده

به زیر  بار صبح  روشن آخر
شب از پیری چنان تاکی خمیده

روی دیوار  سست کهنه ی شب
گلی با  رنگ  صبح نو تنیده

شب از ترس هجوم نور سرکش
به سوی لانه ی تنگش خزیده

افق با حجمی از رنگ شقایق
نشسته روی خط  نور دیده

ز پشت کوه شب با صد شراره
دگر شمس  رهایی بر دمیده
بهروز قاسمی (رها)

[ دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:15 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]


در عبـور  از كوچه‎های  بی‎‎قرار
چشمه‎ای سازد به  چشمم یاد یار

در  مسیر لحظه‎های  اضطراب
می‎‎شـود مـوج نگاهم  رهسـپار

چشـم شمع منتـظر مـاند به در
تا به سـر آید دگر شـبهای تـار

هر چه  از عمـر دقـایق  بگذرد
حس شـود در عمق جانم انتظار

بوی  بـاران‎خورده خاك رهش
آید از كنج غـروبی  پـر غبـار

فصل هجرانش به پایان می‎رسد
از افق  می آید  آن  بوی بهـار

غربت  تلخ «رها» آخر  شـود
در حضـور جلـوه ی  روی  نگار
بهروز قاسمی (رها)

[ جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 17:0 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

 

هنگام همدلی ، هنگام وحدت است

آغاز عاشقی، آغاز عزت است

هم دین و هم مرام سنی و شیعه اند

وقت یکی شدن، با شور و همت است

بهروز قاسمی (رها)

 

ما به رسم و مکتب و آیین خود می نازیم

ما به این اسلام مهر آگین خود می نازیم

چون رسول ماست آن مرد حق مولا محمد

شیعه و سنی کنون بر دین خود می نازیم

بهروز قاسمی (رها)

 

اگر کعبه یکی، الله یکی هست

اگر دین و رسوالله یکی هست

ز وحدت دست یاران را بگیریم

به هر کاری،بسم الله یکی هست

بهروز قاسمی (رها)

[ یکشنبه ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:23 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

هوا که داره سرد میشه،می گیره دل بهونه
بیرون نمیرم من دیگه، می شینم کنج خونه
لباس گرمی ندارم، چی بپوشم خدایا
تو جیب سوراخ کتم ، نموند از پول نشونه
شومینه مون که خاموشه، بخاری هم نداریم
هیتر همیشه بی صداس،چون برق و گاز گرونه
بچه ها هی نق میزنن، سرده خونه باباجون
می گم برین زیر پتو ، سرتون برون نمونه
درزهای یک اتاقی رو، با چسب پهن گرفتم
می گم کسی اونجا نره، اونجا جای مهمونه
شبا مثل پرنده ها، زودی میریم میخوابیم
آخه هزینه چراغ ، روش سوی آسمونه
قندیلک یخ همشیه،رو شیشه مون نشسته
نا نداریم خشکش کنیم، سرما تو جونمونه
با سوز سرما که شبا، چش روی هم نمیره
سرما شده همخونه مون، تو خونه کرده لونه
با این گرونی ها دیگه، قهره با ما اون گرما
مارو «رها» نمی کنه، این سرمای دیوونه
بهروز قاسمی (رها)

[ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 14:32 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

(طاق آرزو)
ترك برداشته طاق آرزویم
چرا یارم نمی آید به سویم

پریشان شانه ی غم را همیشه
ز هجرش می دوانم من به مویم

حضور سخت دلتنگی او را
پریده می كشم بر بوم رویم

الهی پرده ی یارم بر انداز
نشیند پای شوق گفتگویم

به جز دلشوره ی تنهایی ام را
دگر چیزی به درگاهت نگویم

از این حسرت رهایم كن خدایا
ترك برداشته طاق آرزویم
بهروز قاسمی (رها)

[ پنجشنبه سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 22:58 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

آقا بیا که بودن ما معتبر شود
یلدای انتظار تو آقا سحر شود

آقا بیا بیا به خدا این سفر بس است
چشمم به زیارت رویت مفتخر شود

بی تو تمام لحظه ها آمیزه با غمند
آقا بیا که یلدای ما چون شکر شود

مولا اگر نبودنت عادت شود بد است
جان حسین بیا که ز ما رفع شر شود

در این شب قشنگی که چشمم به راه توست
مگذار که انتظار ظهورت هدر شود

آقا بیا که باغ دلم گل  دهد کمی
با تو تمام باغ جهان پر ثمر شود

مولا «رها» به دیدن تو دل سپرده است
یلدا ز یمن حضور تو چون گهر شود
بهروز قاسمی (رها)

[ سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:30 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
درود عزیزان.

 لحظه هایت  قشنگ.

دلتون آفتابی.

محفلتون گرم. زمستانتون قشنگ.

و درود بر عزیز بی نام و نشانی که فقط پیام گذاشت بدون شناسایی

[ سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:24 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

آغاز امامت قطب عالم امکان، نور ارض و آسمان ،حضرت مهدی صاحب زمان، منجی عالم بشریت بر شما تهنیت باد
(غرور شیعه)
نور ارض و آسمان، مهدی تویی
شمس تابان جهان، مهدی تویی

حلقه ی  امکان  دنیای  وجود
لنگر  چرخ  زمان ، مهدی تویی

بر سرت تاج امامت چون نشست
تیغ چشم دشمنان ،مهدی تویی

حجت  حق  در  زمینی  تا  ابد
غایب از چشم جهان، مهدی تویی

ذوالفقار حیدری  در  دست تو
افسر حیدر نشان ، مهدی تـویی

ای که تو ذریه ی ناب بتول
اسوه پیغمبران ، مهدی تویی

جان   زهرایی  عزیز   فاطـمه
صاحب کون و مکان،مهدی تویی

بر جبینت  مهر  پاک مصطفی
نور هر چه کهکشان،مهدی تویی

چون  تویی خون خدا را منتقم
عشق عاشورائیان ،مهدی تویی

حکم  اثبات  غرور   شیعه ای
افتخار  شیعیان ، مهدی تویی

ای  تو  نور  دیده ی مستضعفان
چشم بیدار زمان، مهدی تویی

یوسف  گمگشته ای بازا  دگر
انتظار  عاشقان ، مهدی تویی

مرهم  شیرین  درد  هر  دلی
این (رها) را روح و جان،مهدی تویی
بهروز قاسمی (رها)

[ یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 23:14 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
About

همواره عاشق بمانید

behroozraha@yahoo.com
Blog Custom

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

جاوا اسكریپت

تعبیر خواب

كد موسيقي براي وبلاگ






.