انتظار
در امتداد نگاهم به خانه می آیی...ز انتهای افق عاشقانه می آیی

آوند حیات من است پیچ و تاب گیسوی طلای ات

شاخه های زندگی ام

جوانه می زند با نفس های تو

می لرزاتد تنم را چشمک گاه و بیگاهت

ای عشق پایدار

ترد است ساقه های دلم

قوام دلم باش

بهروز رها

[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 7:28 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
 بیقرار
زیر نور نقره ای مهتاب
ایستاده ای کنار برکه ی احساسم
نسیم که می آید
پریشان می شود گیسوانت
دلم هری می ریزد
بیقرار می شوم دوباره
بهروز رها

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 22:46 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

(انتظار)

تویی همه امید من، من رهرو کوی توأم

تویی تمنای دلم ، من تشنه­ی بوی توأم

بیا بیا ببینمت ، من شیفته ی کوی توأم

بیا بشین کنار من،سرگشته­ی کوی توأم

 

بیاکه این دل حزین،به شوق تو شودجوان

بیا که اشک شوق من، ز دیده­ام شود روان

ز هجر تو دلخسته­ام ، بیا کنـار من بمان

بگو که با سوز دلم، از تو کجا یابم نشان

 

نمانده­طاقت و توان،دیگر به جسم­خسته­ام

به انتظار روی تو، دست به دعا نشسته ام

میان شهر بی­کسی،به دیدنت دل بسته ام

تمام پیمان و قرار،جز عهد تو بشکسته ام

بهروز رها

 

[ پنجشنبه دوم بهمن 1393 ] [ 17:25 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

(مناجات نامه)
خدایا تویی خالق این جهان
تویی واقف هرچه سر و نهان
منزه تویی صاحب بخششی
اجابت گر حاجت و پرسشی
به جز تو خدایا نباشد کریم
تویی مهربان و تو هستی رحيم
تویی ایمنی بخش دلهای ما
تویی صاحب حال و فردای ما
تویی خالق نور و برتر ز آن
تویی سرور کائنات و جهان
تو نامت دوای همه رنج و غم
تویی چون فرحبخش و ذات النعم
تو غایب شده حجتت این زمان
نوید صفا ده  بر این بندگان
گلستان شد آتش به جان خلیل
به موسی شده خشک دریای نیل
هر آنچه زمين دارد و آسمان
کند مدح تو ای خدا هر زمان
تو ای رب کعبه خدای علی
مُهیمن، نعیم ای ندای علی
تو دادی خدایا مرا جسم و جان
تو دادی مرا دست و گوش و زبان
الهی بزرگی، منم پر خطا
به نفسم خدایا، چو کردم جفا
تو دریای رحمت، منم بس حقیر
تو در اوج نعمت، من هستم فقیر
تویی چون امید دل بیکسان
ز درگاه فضلت «رها» را مران
بهروز قاسمی (رها)

[ دوشنبه بیست و نهم دی 1393 ] [ 23:4 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

نشسته ام پشت صندلی کنار میز

با استکان چای غلیظ

و جا سیگاری پر از ته سیگار

می خندد پنجره به انتظارم

چشم به راه توست صندلی آن طرف میز

چگونه تحمل کنم جای خالیت را ؟

بهروز رها 

[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ 7:49 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
(پشت ابرا)
بیا مثل دو کبوتر
دوباره پر بزنیم پر
بالامونو گره درهم
بریم اون بالا بالاتر
بریم اونجا پشت ابرا
که بشیم از همه دورتر
بریم تا خونه ی خورشید
بزنیم دوتایی بر در
بشینیم کنار خورشید
که دلامون بشه گرمتر
بهروز _ رها

[ چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 ] [ 7:33 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

((بوی شقایق))
تویی حجم تمام عشق و احساس
تویی چون غنچه و عطر گل یاس
تو چون شب بو، تویی بوی سپیده
بوی گندم که از بادی خمیده
تویی بوی اقاقی در خیابان
تو بوی یاسمن در زیر باران
تو بوی ارغوان، بوی شقایق
تویی بوی بهار، بوی دقایق
تو پاکی، با دل من همزبونی
تو خوبی، محشری، تو مهربونی
میده دسات بوی اون سیب هف سین
نفس هات میده بوی خواب شیرین
تنت بوی نسیم، بوی صداقت
نگاهت بوی شوق، بوی محبت
تویی موج تبسم بر لبانم
ترا بر اوج شعرم می نشانم
بهروز _ رها

[ شنبه بیستم دی 1393 ] [ 7:44 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

در بر عرش خـدا همهـمه­ای برپا شـد

امت از مـژده میـلاد نبـی شـیدا شـد

جام نرگس شـده سـرشار ز نور هستی

چهـره یاس و شقایق ز شعف پیدا شد

مکه شد غرق صفا همچو مدینه امروز

جعفر آمد چو محمدکه جهان غوغا شد

آسـمان شـد متبسم چو زمین می­خندد

روشن از مقـدمشان چشم گل زهرا شد

هفـده مـاه ربیـع گشت و ز لطف دادار

غنچه­ای­تازه شکفت و گل­شادی وا شد

شــمس تابان ز سر شـوق فرو آرد سر

تا که شمس رخ آن لاله­وشان پیدا شد

روز میــلاد نبـی هست و امـام جعـفر

ممـلو از نـور بهشـتی همه دنیــا شـد

زین بشارت دل سبز «رهـا» شادانست

هم ز شادی گوشه چشم­فلک دریا شـد

بهروز رها

[ سه شنبه شانزدهم دی 1393 ] [ 19:51 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]


((دعایم كن))
میـان خلوت سبز نیـاز عشق دعایم كن
كنار چشمه ی جوشان راز عشق دعایم كن

تماشا كن چروك دست سرد التماسم را
تو از اوج طلایی فراز عشق دعایم كن

قنوتت را بخوان باجنبش خاموش لبهایت
و در آن سجده ی سرخ نماز عشق دعایم كن

چه زیبا می زنی زخمه به تار مهربان دل
به پشت پرده ی لرزان ساز عشق دعایم كن

مسیر تشنه ی احساس من بازاست و من راهی
چنان باران تو در راه دراز عشق دعایم كن

سرم را می گذارم روی پاهایت همین حالا
كه با لالایی آرام نـاز عشـق دعـایم كن

«رها» كن در فضا عطر دل انگیز محبت را
همیشه با شمیم دلنواز عشـق دعایم كن
بهروز _ رها

[ دوشنبه پانزدهم دی 1393 ] [ 7:30 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]

(شاخه ی عشق)
بـا كــــویر تشــــــنه دل  میشـــینم به انتــظارت
میشـینم تا كه بیـــایی بشــــینم دمی كنـــارت
از كـــوه دریـا همــیشه  میگــــیرم نشـــونی تـو
این دل عاشــــق و آخر  میكـــــنم قــربــونـی تو
عاشقم عاشق ترم كن  با نگـــاهت بـاورم كـــن
من گل شاخه ی عشقم  تو بچـین و پـرپرم كن

تو مســــیر خواسـتن تو  میشینم با چشم گریون
تـا ز ابـــر مهــــــربــونی  بـریــــزی نــم نــم بـارون
مث بــــارون محـــــــبت  دوس دارم آروم ببــــاری
بوسه عشق و همیشه  روی گــونه هــام بكـاری
عاشقم عاشق ترم كن  با نگـــاهت بــاورم كـــن
من گل شاخه ی عشقم  تو بچـین و پـرپرم كن

تو كه نیستی دل تنگـم  همیشه تاریك و سرده
عـــروس دیـار شـــــبها  میـشینه به پشت پرده
با تو خورشید و ســتاره  باز دوباره جون میگـیرن
تو اگـه نبـــاشی اینــجا  تمــــوم گلا میــــــمیرن
عاشقم عاشق ترم كن  با نگـــاهت بـاورم كـــن
من گل شاخه ی عشقم  تو بچـین و پـرپرم كن
بهروز  رها

[ شنبه سیزدهم دی 1393 ] [ 7:30 ] [ بهروز قاسمی (رها) ]
About

همواره عاشق بمانید

behrooz_raha@yahoo.com
Blog Custom

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

جاوا اسكریپت

تعبیر خواب

كد موسيقي براي وبلاگ






.